سایت حقوقی دادپرور » Blog Archive » مختصری بر متون حقوقی (حقوق قراردادها )قسمت دوم
  • چيزى را بر زبان نياوريد که از ارزش شما بکاهد.
  • برای کوبیدن یک حقیقت، خوب به آن حمله مکن.بد از آن دفاع کن.
  • زندگی به من آموخت هر چیز قیمتی دارد ، پنیر مجانی فقط در تله موش یافت می شود
  • کشتی در ساحل بسیار امن تر است ولی فراموش نکنیم که بدین منظور ساخته نشده است .
  • زندگی به امواج دریا میماند؛ چیزهایی را با خود میاورد، در حالی که چیزهای دیگری را با خود می‌برد.
  • فقط یک بار جوان هستی، اما می توانی برای همه عمر خام بمانی...
  • اگر کله خالی مثل شکم خالی سر و صدا میکرد آدم ها خیلی عاقلتر از این ها بودند
امروز : چهارشنبه, ۹ مهر , ۱۳۹۳

خبرنامه ها »

» مختصری بر متون حقوقی (حقوق قراردادها )قسمت دوم

حامد عظیمی
مختصری بر متون حقوقی (حقوق قراردادها )قسمت دوم


Certain period of time

طی دوره زمانی

distinguished

متمایز ، برجسته‌

invention to treat

دعوت به معامله

display

نمایش‌ دادن‌،نشان‌ دادن‌،ابراز کردن‌، آشکارکردن‌،نمایش‌ ، ظاهر کردن،جلوه دادن

important

مهم ، حائز اهمیّت

treat

معامله

Shop

فروشگاه ، مغازه

Customer

سفارش دهنده ، مشتری

shopkeeper

مغازه دار ، اداره کننده فروشگاه

amount

مبلغ ، مقدار، میزان

indication

شاخص ، معیار ، نشانگر

acceptable

قابل قبول ، پذیرفتنی‌ ، قابل‌ پذیرش‌

world war

جنگ‌ جهانی‌

 

self-servise

سلف سرویس ، خود یاوری ، کمک بوسیله خود

doupt

تردید، شک ، شُبهه‌، گمان‌، دودلی‌

apply

اِعمال ، بکار بستن ، اِعمال کردن

 

individually

یکایک ، تک تک

the Shelf

قفسه

took

برادشته ، زمان گذشته فعل take به معنی برداشتن ، بردن

into

داخل ،توی‌ ، اندر ، در میان‌ ، در ظ‌رف‌ ، به‌ ، بسوی‌ ، بط‌رف‌

LTD[1]

با مسئولیت محدود، شرکت با مسئولیت محدود

the court of appeal

دادگاه استیناف ،دادگاه تجدیدنظر

present

ارائه‌ دادن‌ ، عرضه‌ کردن‌

payment

پرداخت

Cash

صندوق

Cashier

صندوقدار ، تحویلدار

reject

رد کردن‌ ، نپذیرفتن‌، قبول نکردن

Criminal case

پرونده کیفری ، پرونده جزایی

 

defendant

متهم ، مدعی علیه، مدافع

Charge

متهم شدن

offensive

تهاجمی

 

Weapon

سلاح‌ ، اسلحه ، جنگ افزار‌

offensive weapon

سلاح تهاجمی

Flick

تیز ، بُرنده

Knife

چاقو ، کارد ، تیزی

Shop window

ویترین فروشگاه

Follow

پیروی‌ کردن‌ از ، متابعت‌ کردن‌ ، دنبال‌ کردن‌ ، تعقیب‌ کردن‌ ،فهمیدن‌ ، پیروی‌ ، متابعت کردن‌

 

article

کالا ، متاع

therefore

بدین منظور ،برای‌ این‌ (منظور)، از اینرو، بدلیل‌ آن‌،به این علّت‌

guilty

گناهکار ، مقصر ، بزهکار ، مجرم‌ ، محکوم

 

offering for sale

ایجاب برای فروش

details

جزئیات‌، بتفصیل‌ شرح‌ دادن‌

above

فوق ، بالایی ، در بالا‌ ، نام‌ برده‌، واقع‌ در بالا، فوق الذکر

above rule

قاعده ی فوق ، دستور فوق ، حکم فوق ، مقرّره ی فوق

to take place

حضور یافتن در مکانی

illegally

نامشروع ، غیر قانونی ، نا مشروع ، حرام ، غیرمجاز

 

 

Sale wild live birds

فروش پرنده ی زنده ی وحشی

He had placed an advertisement in a paper

در یک روزنامه آگهی کرده بود

held

حکم کرد

wording

نگارش ، عبارت‌ سازی‌، جمله‌بندی‌، کلمه‌بندی‌‌

 

Contrast

مقایسه کردن ، هم سنجی ، مغایرت ، برابر کردن ، تباین ، مقابله ، تقابل ، کُنتراست

Consider

ملاحظه‌ کردن‌، تفکر کردن‌

Intended

نیّت داشتن ، قصد کردن

These

اینها ، اینان‌

decide

تصمیم‌ گرفتن‌

invention

فراخوان

interesting

جالب‌توجه ، دلچسب‌،بامزه‌،دلپسند

lowest

پایین ترین ، کمترین

Send

فرستاد

interesting point of law

نکته قابل توجه حقوقی

asking

پرسیدن ، جویا شدن، سوال کردن

Sent

فرستادن

wish

خواهش کردن ، تمنّا کردن

state

بیان کردن ، اِظهار داشتن ، توضیح دادن

lowest price

پایین ترین قیمت

future

آینده ، آتیه

reply

پاسخ‌ دادن‌

Sell

فروختن‌ ، فروش‌ و معامله‌ ، بفروش‌ رفتن‌

machine

ماشین‌، دستگاه‌

Coin

سکّه

in each case

در هر کدام از پرونده ها

until

تا ، تااینکه‌ ، وقتی‌ که‌ ، تا وقتیکه‌

opinion

نظ‌ریه‌ ، عقیده‌ ، نظ‌ر ، رای‌ ، اندیشه‌ ، فکر ، گمان‌



similar

مانند، شبیه‌، مطابق‌، همانند، مشابه‌، یکسان ، مُتشابه‌

Slot

شکاف یا سوراخی که برای انداختن پول در قلک و تلفن خود کار و امثال آن تعبیه شده

Such

چنین‌ ، یک‌ چنین‌ ، این‌ قبیل‌ ، این‌ جور ، این‌ ط‌ور

not certain

مُبهم ،نا مطمئن

acceptance

قبول ، پذیرش، قبول کردن ، پذیرفتن

once

به محض اینکه ، یکمرتبه ، یکوقتی

valid

معتبر ، صحیح ، دارای اعتبار ، قانونی

other factors

عوامل دیگر

present

ارائه‌ دادن‌ ، عرضه‌ کردن

existence

موجود بودن ، موجودیّت داشتن

neither parties

هیچکدام از طرفین

Escape

فرار کردن ، گریز ، رهایی ، خلاصی ، فرار

terms

عبارات

unless

مگراینکه‌ ، جز اینکه‌ ، مگر

both

هردو ، هردوی‌ ، این‌ یکی‌ وآن‌ یکی‌ ،نیز، هم

agree

موافقت‌ کردن‌،موافق‌ بودن‌،متّفق بودن

equally

به همان اندازه ، به یک اندازه

moment

لحظ‌ه‌ ، دَم‌ ، آن‌ ، هنگام‌

 

liability

بدهی

obligation

وظ‌یفه‌، التزام‌

binding

اِلزام آور

Duties

تعهّدات ، تکالیف

over many years

در طول سال های مُتمادی ( زیاد)، طی سنوات متعدّد

Still

هنوز، تا این لحظه، تاکنون

introduction

تولید

technic

روش ، شیوه، فن

pharmaceutical

داروئی‌ ، وابسته‌ به‌ داروسازی‌ ،دارو

great Britain

بریتانیای کبیر ( شامل انگلیس ، اسکاتلند ، ولز و …)

 

goods

کالا،جنس‌ ،دارایی‌ ،مال‌ ،دارایی‌ منقول‌

 

 

 

 

A contract is a an agreement between two or more parties, Who promise to give and receive something from each other ( legally known as consideration ) and  intend the agreement to be legally binding.

یک قرارداد[۲] هست یک توافق بین دو یا چند طرف که تعهّد می کنند چیزی را ( که قانوناً عِوض نامیده می شود ) داد و سِتد نمایند و قصد دارند این توافق قانوناً الزام آور باشد .

 

All contracts are agreements but there are many agreements which are not contracts.

همه ی قراردادها ( عقود ) توافق تلقّی می شوند امّا وجود دارند توافق هایی که قرارداد نیستند[۳] .

 

If a friend promised to pay for the petrol in return for a lift home from college on your motorbike, and later refused to do as promised, you would not expect to take the matter to court.

اگر یک دوست تعهّد کند[۴] که در قِبال سوار شدن بر موتورسیکلت شما از دانشگاه،هزینه ی بنزین آن را پرداخت کند و سپس از انجام آن به نحو تعهد داده شده استنکاف کند،نمی توانید توقّع داشته باشید که موضوع در دادگاه قابلیّت طرح شدن را داشته باشد.

 

This is because there probably was no intention by you or your friend that there should be a legal relationship .

این بدین خاطر است که احتمالاً هیچگونه قصدی مبنی بر ایجاد یک رابطه قانونی از طرف شما و دوست تان در کار نبوده است.

 

There was an agreement between you, but it was not a contract.

بین شما توافق وجود داشته اما این توافق قراردادی نبوده است.

 

As a general rule the law which governs the terms of a contract is the law where the contract is carried out.

به عنوان یک قاعده ی کلّی ، قانون حاکم بر عبارات[۵] قرارداد، قانون مکانی است که عقد در آن مُنعقد شده است .

 

The contracts ( Application Law ) Act 1990 is intended to make it easier for business within the European Community , by providing that :

قانون (حقوق قابل اِعمال) قراردادها [ مصوّب] ۱۹۹۰، با مقرّر داشتن اینکه :

 

a ) the parties are free to choose the law to govern the contract ؛  and

الف ) طرفین آزادند که قانون حاکم بر قراردادها را انتخاب کنند. و

 

b ) if no choice is made , the contract will be governed by the law of the country whit which it is most closely connected.

ب ) اگر انتخابی صورت نگرفته باشد ، قرارداد مشمول قانون کشوری خواهد بود که پیوند[۶] نزدیکتری دارد؛

 

 

 

 

Essentials Of  a Contract

ضروریات قراردادی

 

The following elements are considered to be essential to the formation of a legally binding contract :

عناصر[۷] زیر ، به عنوان ضروریات تشکیل یک قراردادِ الزام آور مدّنظر قرار گرفته اند :

 

A. Offer and Acceptance.

الف ) ایجاب و قبول.

 

B. Consideration.

ب ) عِوض.

 

C. Capacity.

ج ) اهلیّت.

 

D. Legal Relations.

د ) روابط قانونی .

 

E. Legality.

ه ) مشروعیّت.

 

F. Consensus ad idem ( agreement).

و ) هماهنگی اراده ها ( توافق )

 

 

 

 

Offer

ایجاب

 

Every contract must start with an offer by one person to another.

هر قراردادی بایستی شروع شود با یک ایجاب توسّط یک شخص خطاب به دیگری.

 

An offer is a declaration by which the maker ( offeror ) intends to be legally bound by the terms stated , if accepted by the offree.

یک ایجاب، اعلامی محسوب می شود که بوسله ی آن انشاءکننده ( ایجاب کننده ) قصد می کند در صورت [ تحقّق] قبول توسط ایجاب شونده ، قانوناً به عِبارات بیان شده متعهّد باشد.

 

I may offer to sell my car to you for £1000 and if the offer is accepted, I am legally bound by the terms of my offer.

من ممکن است به شما ایجاب کنم فروش اتومبیلم را در قِبالِ ۱۰۰۰پوند و اگر این ایجاب قبول گردد ، من قانوناً به عبارات ایجاب خویش متعهّدم.

 

I may not later increase the price, nor change the agreed terms.

من بعداً نه نمی توانم قیمت[۸] را افزایش دهم و نه می توانم عبارت های مورد توافق را تغییر دهم.

 

The following points must be considered when making an offer.

نکات ذیل بایستی هنگام ایجاب کردن مورد توجه قرار گیرد :

 

 

 

 

1. It may be made to an Individual or to a Large Number of People.

1- [ ایجاب ] توانایی آن را دارد که بتواند خطاب به یک شخص خاص  یا  گروه کثیری از مردم تحقّق بپذیرد.

 

Carlill v. Carbolic Smoke Ball Co. ( 1892 ) .  In an advertisement, the company promised to give £100 to anyone who purchased their smokeball remedy for influenza , and caught the illness within 14 days. 

شرکت Carbolic Smoke Ball در سال ۱۸۹۲ طیّ اعلامیه ای تعهّد نمود به اینکه هر کس که داروی بخور آنها را برای آنفولانزا خریداری نماید و تا ۱۴روز بعد به این بیماری دچار شود ، ۱۰۰پوند پرداخت نماید.

 

To show good faith , the company deposited £1000 with a bank to meet any claims.

شرکت نامبرده  برای نشان دادن حُسن نیّتش مبلغ ۱۰۰۰پوند را برای تأمین هرگونه ادعایی ، نزد یک بانک سپرد.

 

Mrs. Carlill bought the remedy , caught influenza and claimed £100.

خانم کرلایل دارو را خریداری نمود [ اما ] به آنفولانزا دچار شد و مطالبه نمود مبلغ۱۰۰پوند را.

 

The court awarded Mrs. Carlill 100 and held that :

دادگاه مبلغ۱۰۰پوند را به نفع خانم کرلایل مورد رأی قرار داد و اینچنین اِصدار حکم کرد که :

 

a ) an offer may be made to the world, it does not have to be a specific person.

الف ) یک ایجاب می تواند خطاب به تمام دنیا صورت بپذیرد و لازم نیست حتماً خطاب به شخص معیّن قرار گرفته باشد.

 

b ) although the general rule is that advertisements are not offers , that the fact that £1000 had been deposited with a bank showed it was a firm offer and legal relations were intended .

ب ) هرچند قاعده ی کلّی این است که اعلامیّه ها ایجاب محسوب نمی شوند ، اما این حقیقت که  1000پوند نزدیک بانک به امانت[۹] گذاشته شده بود نشانگر این است که این یک ایجاب قطعی بوده و منظور ایجاد یک رابطه حقوقی بوده است.

 

C ) communication of acceptance may be implied by the conduct of the acceptor .

ج ) ابلاغِ قبول می تواند بطور ضمنی از طریق رفتار قبول کننده[۱۰] برداشت شود[۱۱].

 

Carlill is an important case and students are advised to study the different legal implications which arise later in the chapter.

[ پرونده] کرلایل مورد مهمی است و توصیه می شود به دانشجویان که مفاهیم قانونی مختلفی را که بعداً در این بخش مطرح خواهند شد را مطالعه نمایند .





[۱] مخفف limited

[2]  در حقوق ایران اکثراً  تفاوتی بین « عقد » و « قرارداد » قائل نیستند و آن دو را مترادف و هم معنی می دانند که خالی از اشکال نیست چون لغات نامبرده یک سری تفاوت ها را می توان برایشان مفروض شد و این تمایز و عدم یکی دانستن دو لغت برای شناخت آثار مختلفه و مرتبه ی بر لغات مذکور مفروض گردید. طبق یک تقسیم بندی عقود تقسیم می شوند به عقود معیّن و عقود نامعیّن ؛ آن دسته از عقود که در قانون ذکر شده  است را می توان « عقود معیّن» نامید و عقودی که بصورت مستقیم در قانون مدنی ذکر نشده اند و بسته به اراده و گرایش طرفین در نظر گرفته شده و اِعمال می شوند و در تقسیم بندی عقود معیّن موجود در قانون مدنی قرار نگرفته اند را « عقود نامعیّن» می نامند که قراردادهای خصوصی هستند که عنوان آن در قانون ذکر نشده است ( مثلاً یک قرارداد خصوصی که نه عقد اجاره است و نه بیع است و نه . . . )  . مطابق با ماده ی ۱۰ قانون مدنی قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی منعقد کننده ی آن هستند ( و ظاهراً و نه برای شخص ثالث ) نافذ است در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد؛ البته بایستی به ماده ی مهم ۹۷۵قانون مدنی نیز توجه کنیم ( راجع به موانع اراده ها ).

[۳]  در اینجا رابطه ی « عموم و خصوص مطلق » وجود دارد یعنی هر قراردادی می تواند توافق باشد اما هر توافقی نمی تواند قرارداد باشد .

[۴]  قول دهد

[۵] مندرجات

[۶] رابطه

[۷] عوامل

[۸]  ثمن

[۹] تودیع

[۱۰] پذیرنده

[۱۱] صورت گیرد


نوسنده:سعید صالح احمدی



در صورتی که سوال یا دیدگاهی در مورد این مطلب دارید می توانید در تالار گفتمان مطرح نمایید.  

درباره مطلب :

فرستنده : حامد عظیمی تاریخ درج مطلب در دادپرور : جمعه, ۹ دی ۱۳۹۰

تا کنون :

برای مشاهده مطالب مرتبط با این موضوع ، به تالارگفتمان مراجعه نمایید

استفاده از این مطلب با درج این منبع مجاز می باشد : www.dadparvar.ir


 
 

» ديدگاه خود را ارائه نماييد